مرتضی جوهری
موساد برای پیشبرد عملیاتهای خود، از هر تبهکار و جنایتکاری و از هر ملیتی که باشد کمک میگیرد. به همین دلیل برای جبران شکستهایش در مقابله با برنامه موشکی مصر تصمیم گرفت از یک جاسوس و نفوذی استفاده کند که علاوه بر آلمانی بودن، شناخته شده هم باشد و بتواند اعتماد دانشمندان آلمانی را به خود جلب کند. چه کسی بهتر از «اتو اسکورتزنی»، یک نازی سرشناس که موساد هم به دنبال ترورش است. این باعث می شد مصری ها و دانشمندان آلمانی بدون کوچک ترین تردیدی او را وارد تشکیلات خود کنند. اما چطور ممکن بود اسکورتزنی، دشمن یهودیان را بهکار گرفت و از او یک جاسوس قابل اطمینان ساخت؟
برای این منظور از یک مأمور حرفه ای که یهودی اتریشی بود به نام «جو رعنان» کمک گرفته شد. رعنان یکی از اولین خلبان های نیروی هوایی اسرائیل بود که از سال ۱۹۵۷ برای موساد کار می کرد. او نقشه ای طراحی کرد و برای پیاده سازی آن، یکی از دختران موساد را وارد تیم خود کرد. این دختران که در موساد به آنها «سایانیم» (Sayanim) به معنی دستیار، می گویند و هنوز نیز در این سازمان به خدمت گرفتن آنها رایج است، در پوشش های عملیاتی معمولاً خود را دوست دختر یا همسر یک مأمور معرفی می کنند. این افراد که ممکن است مرد هم باشند، نه توسط موساد آموزش می بینند و نه یک مأمور هستند، بلکه فقط در برخی از مأموریت ها از آنها کمک گرفته
می شود.
مأموران موساد در عملیات های خود یا در طول مدت اقامتشان در یک کشور با این دخترها همراه می شوند. بیشتر مردم به ویژه در کشورهای اسلامی، به یک زوج یا یک زن بیشتر اعتماد می کنند تا یک مرد تنها. این افراد با آنچه به عنوان «تله عسل» یا «هانی ترپ» معروف است متفاوت هستند. رعنان به همراه یکی از این دخترها وارد اسپانیا محل اقامت اسکورتزنی شد.
بهار ۱۹۶۲ اسکورتزنی به همراه همسرش در یک مهمانی با یک زن و مرد جوان آشنا شدند که خود را توریست هایی معرفی کردند که اموالشان به سرقت رفته است و جایی هم برای ماندن ندارند. آنها طوری داستان ساختگی خود را تعریف کردند که حس ترحم همسر اسکورتزنی را برانگیزند و آنها را به خانه دعوت کنند. آن دو، زبان آلمانی را با لهجه اتریشی مانند اسکورتزنی صحبت می کردند. وقتی آنها وارد خانه شدند، اسکورتزنی به رویشان اسلحه کشید و گفت: «می دانم شما کی هستید و چرا اینجایید؛ شما اعضای موساد هستید و آمده اید مرا بکشید.»
رعنان با خونسردی گفت: «حق با توست؛ ما اعضای موساد هستیم ولی برای کشتن تو نیامده ایم، اگر می خواستیم، مدت ها پیش تو را کشته بودیم. اگر ما را بکشی، دوستان ما دیگر برای مهمانی نمی آیند و پیش از آنکه صورت آنها را ببینی، مغزت متلاشی خواهد شد. ما برای کمک گرفتن اینجا هستیم». اسکورتزنی پس از مدتی گفتگو، همکاری آنها را قبول کرد به شرطی که «سایمون ویزنتال» شکارچی معروف نازی ها به سراغ او نیاید. رعنان قبول کرد و مدتی بعد، اسکورتزنی و همسرش را به تل آویو برد و در آنجا برای یکی از مهم ترین عملیات ها به نام «عملیات تماس» آموزش دیدند.
ادامه دارد...
شما چه نظری دارید؟